وقتی راجب وضع الان فکر میکنم و میبینم که اینجا خیلی آرومه و یجورایی انگار از ایران نیست یجور حس آرامش در عین حال ناراحتی و شرم دارم بقول مانی تو آخرین ویدیو تکتاکشون که میگه وقتی صدای بمب و جنگنده رو میشنوی و یلحظه نفستو حبس میکنی و منتظری، بعد اینکه میبینی بمب یه جای دیگه خورده و صداش دوره، یه نفس راحت میکشی ولی همون لحظه به این فکر میکنی که الان ممکنه یکی دیگه بدبخت شده باشه و زندگیشو، دار و ندارشو از دست داده باشه، یه حس ناراحتی همراه با شرمی میاد از اینکه احساس راحتی میکنی.. «من کل روزمو با همون حس یه لحظه مانی طی میکنم»
من یه همچین حالتیم در عین حال که دارم روال عادی زندگیمو طی میکنم نه میتونم به زندگی عادی فکر کنم، نه کاری از دستم برمیاد برای کسایی که تو این جنگ صدمه دیدن، هم میخوام از اخبار جنگ خبر داشته باشم همم نمیتونم اخبار جنگو تحمل کنم و به همین بیخبری خوش خبریم ادامه میدم، یجوریه که نه میتونم بگم ببخشید که من هنوز جنگنده ندیدمو صداشو نشنیدم یا صدای بمب به گوشم نخورده و حتی نمیتونم تصور کنم که چطوریه یا ببخشید که شما آسیب دیدی و ما تو آرامشیم یا نمیشه گفت امیدوارم اینجام بمب بخوره بتونم درکتون کنم!
یه حس درموندگی که فقط میتونم بگم خیلی حال گندیه!
امیدوارم زودتر این سایه جنـ/ـگ از رو کشورمون بره کنار..
رندومیجات بنده
وبلاگ رندوم بنده که فعلا نمیدونم چیکارش باید بکنم..
وودی صدام کنید، فردی کنجکاو هستم !
تازه اومدم اینجا، نمیدونم اینجا رو قراره ادامه بدم یا برگردم بیان.. «که دیگه نیست!»
فراری از هر گونه موجود متعصب که فقط خودشو حق میبینه و بقیه رو باطل!
اگه دیدگاه من براتون سواله، باید بگم طرفدار ایرانم، ایران مقتدر و یکپارچه.. نه به اجنبی نه به پهلوی و توله هاش و نه به وطن فروشای امثال پهلوی چشم دوختم که کاری برام بکنن و همچنین بیزارم از افرادی که به وقت جنگ و ریختن خون ملت بیگناه ایران، کل کشیدن و احمقانه برای شادی دل یسری دم تکون دادن !
من برنامه نویس نیستم و چیزایی که راجب کد و اینا میزارم یا آموزش میدم یا ابزار میسازم صرفا خروجی هستش که با هوش مصنوعی درآوردم و اگه مشکلی داشت یا پیشنهادی داشتید ممنون میشم راهنماییم کنید^^
* یه چسه html و css میدونم اونم برای تغییر قالب وبلاگ..




